برای مشاهده لیست کامل و طبقه بندی شده اس ام اس اینجا کلیک کنید
الهی بمیرم سیاه پوشت کنم نه آنکه بمانم و فراموشت کنم
میدونی علت کسوف و خسوف چیه ماه و خورشید واسه دیدن تو دعوا می کنن
از فرش فروشی مزاحمتون میشم اجازه میدین دلمو فرش زیر پاتون کنم تا هیچ جا جز دل من پا نذارین؟
میدونی فرق تو با روز چیه؟ روز باید 30 تاش رو جمع کنی تا 1 ماه بشه اما تو همین جوری ماهی
هیچوقت به چشمات راز دلت رو نگو چون راز نگه نمی دارد و گریه می کند
1تای من
2ست دارم
3پایه ام
4کرتم
5چنرتم
6شه عرقتم
7تیرتم
8شیش تم
9کرتم
10مت گرم
امشب میخوام طی یه عملیات شهادت طلبانه
.
.
.
.
.
.
فدات بشم
سالها ارزو میکردم سایه اش بر سرم باشد
کور بودم
او سراسر نور بود سایه نداشت
اگر بوی گلی را دوست نداری شاخه هایش را نشکن
تو را برای وفای تو دوست می دارم
*
*
*
*
*
وگرنه دلبر پیمانه شکن فراوان است
وقتی نیاز به عشق داری عاشق مشو بلکه زمانی عاشق شو که تمام وجودت سرشار از عشق هست و می خوای آنرا با کسی تقسیم کنی
بعضی عشق ها آتشین اما کم عمق و سطحی هستند گردبادی بر پای می کنند و زود هم سرد می شوند اما بعضی عشق ها عمیق است و ملایم چون یک نخ باریک شروع می شود و در طول زمان استمرار می یابد.
می کشمت سوی خویش . این کشش قلب ماست ..
قلب تو گر آهن است. قلب من آهنرباست زخم زندگی ام تویی ..
امروز همان فردایی است که دیروز نگرانش بودیم.....
کوه ها با هم اند وتنهایند،چون ما با هم،آن تنها
چقدر روح محتاج فرصتهایی است که در آن هیچ کس نباشد............
اگه من و تو دوتا برگ باشیم، هنگام خزان من زودتر از تو میشکنم تا زمانی که میافتی در آغوشم بگیرمت
همه به زخم هایشان دستمال می بندند .
.
.
.
.
.
ولی من به تو دل بسته ام .
4شنبه سوری شده..... از رو آتیش نپر ، واسه اینکه خطر داره، چون علم ثابت کرده جیگر رو آتیش میسوزه!
میدونی فرق تو با خون چیه ؟ خون میره تو قلبم و برمیگرده ولی تو قلبم و دیگه بر نمیگردی
اگه قرار بود لیلی و مجنون به هم میرسیدن که دیگه نه لیلی لیلی بود نه مجنون مجنون عشق واسه رسیدن نیست . عشق حسرت رسیدنه
عشق با غرور زیباست ولی اگر عشق را به قیمت فرو ریختن دیوار غرور گدایی کنی… آن وقت است که دیگر عشق نیست…
هیچ کس نمی تواند به عقب برگردد و از نو شروع کند، اما همه می توانند از همین حالا شروع کنند و پایان تازه ای بسازند
ای مهربانم، ازین پس هرشب سراغت را از ماه می گیرم و هر روز به خورشید می سپارمت تا مبادا به سایه غم گرفتار شوی
نه خطّی گوشه ی چشمم! نه رنگی بر لب و گونه … اتاق خواب من خالی … ز عطر وحشی پونه !… … دوباره روی تخت من … کتاب شعر و خودکارم! و تعدادی ورق پاره … برو!…از عشق بیزارم !
گل را برای مکانی عشق را برای زمانی و تو را برای همیشه دوست دارام

