برای مشاهده لیست کامل و طبقه بندی شده اس ام اس اینجا کلیک کنید
با همه عشق و جوونی، با یه دنیا مهربونی، با زبون بی زبونی، می خوام اینو خوب بدونی. انرژی هسته ای حق مسلم ماست!
کلاغه
سر درخت نشسته بود چیزبرگر میزد، روباه میاد پای درخت میگه: چطوری جایگر،
چه سری چه دمبی، چه تیپی ایول بابا، نیست بالاتر از تریپ مشکی رنگ یه حالی
بده ، یه دهن برامون آواز بخون کلاغه هم پنیر رو می زنه زیر بالش میگه:
انرژی هسته ای، حق مسلم ماست.
شباهت زن دوم و انرژی هسته ای: هر دوتاشون حق مسلم ما هستند ولی اجازه دست یابی بهشون رو نداریم.
یادم
باشه که یادت باشه که یادم بیاری که یادت بدم که یاد بگیری که یادم بیاری
که همیشه به یادتم. یادت هیچ وقت از یادم نمی ره. اینو یادت باشه.
حیف
نان میمیره و میره اون دنیا، بهش میگن: ببینم، عزرائیل چیزی بهت نگفت؟ حیف
نان میگه: نه! دوباره ازش میپرسن: جبرئیل چی؟ حیف نان میگه: نه! بهش
میگن: میدونی واسه چی اومدی اینجا؟ حیف نان میگه: نه! بهش میگن: تو در
مورد Network Marketing چیزی میدونی؟!
حیف نان زنگ میزنه فلسطین میگه: اونجا فلسطینه؟ میگن: آره، حیف نان میگه: پس غلط میکنین میگین: فلسطین اشغاله!
مردها 4 دسته هستند:
1.zz = زن ذلیل
2.zh = زن هلاک
3.zsh = زن شهید
4.zzz = زر میزنن که زن ذلیل نیستن.
حیف نان می خواسته بمیره وصیت می کنه من که مردم یه میلیون خرجم کنین، وقتی میمیره پسرش یه میلیون خر جمع میکنه
به حیف نان می گن چرا سی دیت اینهمه خش داره می گه زیر نکات مهمشو خط کشیدم.
حیف
نان تاکسی سمند می خره سه تا مسافر سوار می کنه. اولی به مقصد می رسه می
گه نگه دار حیف نان می پرسه سمند داری؟ می گه نه می گه پس بشین. دومی به
مقصد می رسه می گه نگه دار می پرسه سمند داری؟ می گه نه. می گه پس بشین.
سومی می گه من سمند دارم، نگه دار. حیف نان می گه پس بگو ترمزش کدومه؟
- غضنفر به دوستش میگه:
اصغر، قربون دستت، برو عقب ماشین ببین چراغ راهنما ماشین کار میکنه یا نه.
اصغر میره عقب ماشین، میگه: کار می کنه، کار نَمی کنه، کار می کنه، کار
نَمی کنه...!
- غضنفر تو کلیسا نشسته بوده، یهو می بینه یه دختر
خیلی خوشگل میاد تو. میدوه میره پشتِ یه مجسمه قایم میشه. دختره میاد می
شینه جلوی محراب و میگه: ای خدا! تو به من همه چی دادی، پول دادی، قیافه
دادی، خانواده خوب دادی...فقط ازت یه چیز دیگه می خوام..اونم یه شوهر خوبه
...یا حضرت مسیح! خودت کمکم کن! غضنفر از پشت مجسمه میاد بیرون میگه: عیسی
هل نده!خودم میرم!
- غضنفر و زنش دعواشون شده بوده، با هم حرف نمی
زدند. زن غضنفر وقتی شب میره بخوابه، یک یادداشت برای غضنفر می گذاره که:
منو فردا ساعت 6 بیدار کن. صبح زنه ساعت 10 از خواب پا میشه، می بینه
غضنفر براش یک یادداشت گذاشته که: پاشو زنیکه خر! ساعت شیشه!
- غضنفر از ساختمون ده طبقه میفته پایین، همه جمع می شن دورش، ازش می پرسن: آقا چی شده؟ میگه: والله منم تازه رسیدم!
-
تلویزیون داشته گل خداداد عزیزی رو به استرالیا نشون می داده، غضنفر تماشا
میکرده. دو سه بار که صحنه آهسته گل رو نشون میدن غضنفر شاکی میشه، میگه:
حالا اونقدر نشون بده تا اون دروازه بان بگیردش!
- غضنفر خودشو دار میزنه، بعلت ضربه مغزی می میره! میان می بینند با کِش خودشو دار زده!
- غضنفر میره کله پاچه فروشی، یارو بهش میگه: قربون چشم بگذارم؟ غضنفر میگه: نه آقا! حداقل صبر کن من برم قایم شم!
- غضنفر کفترشو گم می کنه، تو روزنامه آگهی میده: بیه بیه!
- مامانه داشته واسه بچش لالایی می خونده. بعد از یه ربع، بچهه میگه: خوب مامان خفه شو می خوام بخوابم!
- غضنفر میره مشهد حرم امام رضا رو می بینه، میگه: امام رضا! قربونت برم! تو بااین همه طلا چرا هشتم شدی؟!
- به غضنفر میگن با رضا جمله بساز، میگه: من و حسن و حسین رفتیم پارک. میگن: پس رضاش کو؟ میگه: آخه رضا کارداشت، نیومد!
- غضنفر می خواسته به فلسطینیا کمک کنه، براشون سنگ پست می کنه!
-
پرچم عربستان رو به حیف نون نشون میدن، ازش میپرسن: این پرچم کجاست؟ حیف
نون یوخده فکر میکنه، میگه: پرچم اسپانیا! ملت جا می خورن، میگن: آخه چرا
اسپانیا؟! حیف نون میگه: خودتون نگاه کنید، روش نوشته: الالهلالهلالا!
-
از غضنفر میپرسن: به نظر شما اگه آمریکا افغانستان و عربستان رو بگیره، به
کره و چین هم حمله کنه تکلیف ایران چی میشه؟ غضنفر میگه: چی میشه نداره
که، ایران میره جام جهانی !
- یارو تلویزیون رو روشن می کنه :
کانال 1 : قرآن کانال 2 : قرآن کانال 3 : قرآن کانال 4 : قرآن کانال 5 : قرآن کانال 6 : قرآن
پا میشه تلویزیون رو می بوسه میذاره رو طاقچه !
- از طرف می پرسن نظرت در مورد آتروپات چیه ؟ می گه خوبه ولی یخمک خوشمزه تره !
-
غضنفر سوار ماشین بود داشت رادیو پیام گوش می داد. رادیو: یه احمقی داره
بزرگراه رو برعکس رانندگی می کنه. غضنفر : آره والا احمقا یکی دو نفر هم
نیستن همه دارن برعکس می یان !
حیف نان میخواد به دختره تیکه بندازه میگه در قلب منی هرگز
جمیله با ادیسون ازدواج می کنه بچشون می شه رقص نور
حیف نان میره پارتی فرداش دوستش میگه دیشب خوش گذشت؟ میگه اره خیلی باحال بود من را هم خیلی تحویل گرفتن اسم یه گل هم روم گذاشته بودن هی می گفتن اسگل باید برقصه اسگل باید برقصه
حیف نان و دوستش به تاکسی میگن: آقا 3 نفر تا تجریش چقدر می گیری؟ راننده میگه: شما که 2 نفر هستید! حیف نان میگه: مگه خودت نمی خوای بیای؟
این شعر کاندید شعر سال 2005 اثر یک پسر سیاه پوست وقتی به دنیا امدم سیاه بودم وقتی بزرگتر شدم بازهم سیاه بودم وقتی جلو افتاب میرم باز هم سیاهم وقتی میترسم هم سیاهم وقتی سردمه سیاهم وقتی مریضم باز هم سیاهم وقتی هم که بمیرم باز سیاه خواهم بود تو ای دوست سفیدمن وقتی به دنیا امدی صورتی بودی وقتی بزرگتر شدی سفید شدی وقتی جلو افتاب میری قرمز میشی وقتی میترسی زرد می شی وقتی مریضی سبز میشی وقتی هم که بمیری خاکستری میشی وتو به من میگی رنگین پوست
قاضی: «چرا دستت را در جیب این آقا کردی؟» متهم: «جناب قاضی! خیال کردم جیب خودم است.» قاضی: «پس چرا پولهایش را برداشتی؟» متهم: «یعنی میفرمایید اختیار جیب خودم را هم ندارم!»
یک ژاینی بعد از 15 سال به یک مورچه یاد میده که با چوب غذا بخوره بد اون رو میاره تو میدان تا به مردم نشان بده مردم هم دور تادور میایستن تا نگاه کنند حیف نان داشته از اونجا رد می شده می بینه همه عقب وایستادن و یک مورچه هم اون وسط هست میره باپا مورچه رو له میکنه میگه اخه مورچه هم ترس داره
یه روز یه اصفهانی با زن وپسرش میرن کنار رودخونه برای پیکنیک که برای نهارشون سه تا تخم مرغ می برند!!!!!! یدفعه پسرشون را آب می بره که پدره داد می زنه: خانوم بچه رو آب برد دو تا تخم مرغ بیشتر درست نکن!!!
اندی اعلام کرد خوشگلایی که نمی خوان برقصن می تونن دنبال گیتار آقای شماعی زاده بگردن!
مهم نتیجه نیست مهم برد و باخت نیست مهم نشون دادن قدرت و اقتدار ملیست، مهم جوانمردانه بازی کردن است. ستاد ماست مالی کردن باخت تیم ملی فوتبال
درسته که ایران به مکزیک و پرتغال باخت و همه شاکی هستیم، ولی این دلیل نمیشه که یادمون بره: انرژی هسته ای حق مسلم ماست
بسیجیه می خواسته به دختره متلک بگه. می گه خوشگل نمازتو خوندی؟
پلیس به حیف نان: اینجا ماهیگیری قدغنه!!! حیف نان: ولی اینجا تابلو نزدین!!! پلیس: نزدیم که نزدیم، زود باش از بالای اون آکواریوم بیا پایین!!!
حیف نان می ره استادیوم جای اینکه فوتبال نگاه کنه مرتب بالا سرشو با تعجب نگاه می کرده. بهش می گن چرا فوتبال نگاه نمی کنی؟ می گه: دنبال کلمه زنده می گردم
دکتر نظام وظیفه پسر لاغری را معاینه کرد و در برگه نوشت: معاف، به دلیل ضعف جسمانی. پسر لاغر با خوشحالی گفت: آخ جون! فوری میرم زن میگیرم. دکتر نوشت: و همچنین ضعف عقلانی…
حیف نان با دوست دخترش تو ماشین بودن میبینه جلوتر ایست بازرسیه! قبل از ایست بازرسی به دوست دخترش می گه: تو از ماشین پیاده شو بعد از ایست بازرسی بگو مستقیم تجریش که من دوباره سوارت کنم. بعد از ایست بازرسی دختره یادش میره بگه تجریش میگه: ونک حیف نان میگه شرمنده!
آقاهه سخنرانی می کرده، می گفته ما اسراییل رو می گیریم، اروپا رو می گیریم، آمریکا رو هم می گیریم. یه نفر بلند می شه می گه: اگه یه کم دیشتو بخوابونی Arab Sat رو هم می گیری.
از حیف نان می پرسن صورتی چه رنگیه؟ می گه قرمز یواش.
مادر: «باز هم که پای چشمت کبود شده! مگه نگفته بودم هر وقت میخواهی دعوا کنی، تا بیست بشمار!» پسر: «چرا، ولی مادر کسی که با او دعوام شد، بهش گفته بود تا ده بشمار!» خانم من که میام، اون یواش یواش میاد !
زن و شوهری داشتند با هم
دعوا می کردند. زنه میگه: من احمق بودم که با تو ازدواج کردم. مرده هم
میگه: آره منم عاشقت بودم اینو نفهمیدم!
سرهنگه داشته امتحان
رانندگی میگرفته. از حیف نون میپرسه: اگه یه نفر وسط خیابون بود، بوق
میزنی یا چراغ؟ حیف نون میگه: برف پاک کن جناب سرهنگ! سرهنگه کف میکنه،
میپرسه: یعنی چی؟ حیف نون میگه: جناب سرهنگ، یعنی یا برو این طرف یا برو
اون طرف!
فرستنده جوک: محمد
حیف نون صبح یک لیوان خاک شیر می خوره، تا شب معلق می زنه که ته نشین نشه!
دانشمندان اخیرا کشف کردند که حرف مورد علاقه دخترهای ایرانی در زبان فارسی یکی "پ"و دیگری "خ" می باشند، برای مثال:
دوست دارند که...
--"پول" "خرج" کنند.
--"پسر" "خر" کنند.
--"پدر" "خام" کنند.
--"پراید" "خراب" کنند.
--"پیر مرد"هارو جیبشونو "خالی" کنند.
--"پاسپورت" بگیرن برن "خارج"... تا دوباره همه این کارها رو اونجا انجام بدن!
مردها بر اثر کمبود عاطفه ازدواج میکنند،
بر اثر کمبود حوصله طلاق میدهند،
و بر اثر کمبود حافظه دوباره ازدواج میکنند!
فرستنده جوک: ماری
حیف نون داشت گریه می کرد. باباش پرسید چی شده؟ گفت: عاشق شدم! باباش گفت حالا عاشق کی هستی؟ گفت: هر کسی که شما صلاح بدونی!
یه
آدم لنگ با کشتی میره سفر، وقتی برمی گرده، می پرسن: سفر خوب بود؟ میگه نه
بابا همش استرس داشتم. چون هی می گفتن لنگرو بندازین تو آب!
شب عید فطر همه اصفهانیا بیرون خوابیده بودن. ازشون می پرسن چرا بیرون خوابیدین؟ میگن واسه اینکه پول فطریه مون بیفته گردن شهرداری!
به حیف نون میگن پاشو سحره. میگه بزار بخوابم. خودم فردا بهش زنگ میزنم!
فرستنده جوک: مژگان
به حیف نون میگن اصول دین رو نام ببر میگه: توحید، نبوت، امامت، ونک، رسالت
پیغام گیرتلفن باباطاهر:
تلیفون کرده ای جانم فدایت
الهی مو به قربون صدایت
چو از صحرا بیایم نازنینم
فرستم پاسخی از دل برایت
فرستنده: ترلان
مرد
به زنش میگه: باید اعتراف کنم که تو اعتقاد به دین را به زندگی من آوردی،
چون تا قبل از ازدواج با تو معتقد نبودم که جهنم هم وجود دارد!
حیف نون از شهرشون با ماشین میاد تهران و بر می گرده. دوستش میپرسه راحت رفتی و اومدی؟
حیف نون میگه والا موقع رفتن که خوب بود، اما موقع برگشتن، گردنم تا اینجا خشک شد بخدا!
معلم: به شخصی که با وجود عدم علاقه حاضرین، به حرف زدنش ادامه میده چی میگن؟
شاگرد: بهش میگن معلم!
به زنی که همیشه میدونه شوهرش کجاست چی میگن؟
بیوه!
یه روز 40 تا کله رو با 40 تا پاچه میندازن تو دیگ و از حیف نون می پرسن از کجا بدونیم کدوم پاچه مال کدوم کله است؟
حیف نون میگه: زیر پاهارو قلقلک میدیم، هر کله ای که خندید می فهمیم مال اون پاچه است!
فرستنده جوک: احمد
حیف نون داشته تو خیابون به یه دختر نگاه می کرده. یکی بهش میگه مگه تو خواهر و مادر نداری؟ میگه چرا... ولی به این خوشگلی نیستند

