برای مشاهده لیست کامل و طبقه بندی شده اس ام اس اینجا کلیک کنید
هجوم خواب ها پلک مرا از پا نمی انداخت؛چه شب هایی طلوعت را به جانم منتظر بودم
قسم به رویه ماه تو قسم به سرخیه لبات قسم به سبزیه چشات قسم به عشق پاک من قسم به قلب سرخ من قسم به جون و روحم قسم به قلب و آبرویم دوست دارم همیشه
آرزو دارم شبی عاشق شوی. آرزو دارم بفهمی درد را. تلخی برخوردهای سرد را. می رسد روزی که بی من لحظه ها را سر کنی. می رسد روزی که مرگ عشق را باور کنی. می رسد روزی که شبها در کنار عکس من نامه های کهنه ام را مو به مو از بر کنی
نمی بخشمت .... بخاطر تمام خنده هایی که از صورتم گرفتی .... بخاطر تمام غمهایی که بر صورتم نشاندی .... نمی بخشمت .... بخاطر دلی که برایم شکستی .... .. بخاطر احساسی که برایم پرپر کردی ..... نمی بخشمت .... بخاطر زخمی که بر وجودم نشاندی ..... بخاطر نمکی که بر زخمم گذاردی .... و می بخشمت بخاطر عشقی که بر قلبم حک کردی
حالا وقتی خورشید غروب می کنه دیگه دلم نمی گیره؛آخه می دونم که طلوع دوبارش با نوره گرم قلبت همراهه و دوباره دست مهربونت رو روی سرم حس می کنم
من یک قطره ام تو یک دریا؛من یک پرنده ام تو آواز؛من یک ابرم تو یک دریا؛من یک بهانم تو دلیل پرواز
نسبت من به تو مثله آفتابگردان به خورشیده.آفتابگردان با نور خورشید زندگی می کنه و همیشه رو به تو هستش
گر می خوای صد سال زندگی کنی من می خوام یه روز کمتر از صد سال زندگی کنم چون من هرگز نمی تونم بدون تو زنده باشم
چه زیباست نوشتن وقتی می دانی او می خواند
چه زیباست سرودن وقتی می دانی او می شنود
و چه زیباست جنون وقتی می دانی او می بیند
چشمانت را برای زندگی می خواهم اسمت را برای دلخوشی می خوانم دلت را برای عاشقی می خواهم صدایت را برای شادابی می شنوم دستت را برای نوازش و پایت را برای همراهی می خواهم عطرت را برای مستی می بویم خیالت را برای پرواز می خواهم و خودت را نیز برای پرستش
گفتی دوستت دارم . قلبم تندتر از همیشه تپید لبخند زدم و باورت کردم با اینکه می دانم لبها دروغ می گویند . با صدایت مرا نوازش کردی تپش قلبت را حس کردم مهربان و پاک بود در اغوشت غرق محبت شدم به تو تکیه کردم و ارام شدم
عصری است غریب و آسمان دلگیر است
افسوس برای دل سپردن دیر است
هر بار بهانه ای گرفتیم و گذشت
عیب از من و توست ، عشق بی تقصیر است
امروز صبح وقتی خدا پنجره آسمون رو باز کرد ازم پرسید چه آرزویی داری؟
گفتم:خدایا مواظب کسی که این اس ام اس رو می خونه باش چون خیلی برام عزیزه
ده شاخه گل برات می فرستم نه تا طبیعی یک دونه مصنوعی و باهاش یک کارت می فرستم روی اون می نویسم تا وقتی که آخرین گل پژمرده بشه دوست دارم
شبیه شمع که خیلی نجیب میسوزد دلم برای تو گاهی عجیب میسوزد دلم برای دل ساده ام که خواهد خورد دوباره مثل همیشه فریب میسوزد نشسته ای به امید که؟ گـُر بگیر ای عشق همیشه آتش تو بی لهیب میسوزد تو اشتباه نکردی گناه آدم بود اگر هنوز بشر پای سیب میسوزد من آشنای تو بودم ولی ندانستم غریبه ها دلشان هم غریب میسوزد برای من فقط این دل ز عشق جا مانده است که با نگاه شما عن قریب میسوزد
خدایا گر تو درد عاشقی می کشیدی؛تو هم زهر جدایی را به تلخی می چشیدی؛تو هم چون من به مرگ آرزوها می رسیدی؛پشیمون می شدی از این که عشق رو آفریدی
دیروز که فریاد زدی دوست دارم گفتم نمی شنوم .امروز که به آرامی گفتی دیگه دوست ندارم گفتم هیس چرا داد می زنی
اگر کسی دیوونت بود تو عاشقش باش…اگر عاشقت باشه تو دوستش داشته باش…اگر دوستت داشته باشه بهش علاقه نشون بده…اگر بهت علاقه نشون داد فقط لبخند بزن…اینطوری وقتی همیشه یک پله ازش عقب باشی اگر یه وقت خسته شد و یک پله جا موند تازه میشین مثل هم
بی تو نه کاره جهان لنگ می شه ؛ نه بین زمین و آسمون جنگ می شه ؛اما دل من برای تو تنگ می شه
کاش در صفحه ی شطرنج دلت شاه عشق بودم و با کیش رخت مات می شدم زندگی بازی شطرنجی نیست که در آن با کیش کسی مات شوی زندگی تک تک این ثانیه هاست که در آن نقش تو پیداست
توی سرمای زمستون اونکه می مرد بی تو کی بود ؟ اونکه می نشست توی کوچه غصه می خورد بی تو کی بود؟ اونی که به یاد چشمات شعر عاشقونه می گفت گریه می کرد و با هق هق واسه تو ترونه می گفت بگو کی بود که می لرزی
تو را می خواستم تا در جوانی
نمیرم از غم بی هم زبانی
غم بی هم زبانی سوخت جانم
چه می خواهم دگر زین زندگانی؟
اگه روزی فهمیدی 1000 نفر دوستت دارن بدون اولیش منم اگه یه روز فهمیدی 100 نفر دوستت دارن بدون اولیش منم اگه یه روز دیدی 10 نفر دوستت دارن بازم اولیش منم اگه دیدی 1 نفر دوستت داره بدون اون منم اگه یه روز دیدی کسی دوست نداره بدون من مردم
روزی لپ یار کردم بوس؛گفت هم بی ادبی هم لوس؛گفتم گناهم چیست که کردم بوسی؛گفت لب رو ول کردی لپ رو می بوسی
وقتی با تو آشنا شدم؛درخت مهربانیت آنقدر بلند بود که هرچه بالا رفتم آخرش را ندیدم. معجون زیبایت آنقدر شیرین بود که هر چه نوشیدم نتوانستم تمامش کنم. و دریای عشقت آنقدر وسیع بود که هرچه شنا کردم نتوانستم آخرش را ببینم و سرانجام در آن غرق شدم.
به من گفت : یادته گفتم تو تک ستاره آسمونه قلبه منی ؟ شرمنده ، اون شب هوا ابری بود ، چیزی معلوم نبود ، ولی امشب هوا صافه و پر از ستاره ...

