تمامی مطالب این وبلاگ مطابق با قوانین جمهوری اسلامی و بلاگ اسکای میباشد. لطفا اگر احیانا مطلبی در تضاد با قوانین پیدا کردید به ما اطلاع دهید تا در اسرع وقت اصلاح شود. با تشکر

ما تنها با وبلاگهایی که بازدید روزانه بالای 4000 دارند تبادل لینک میکنیم به شرط آنکه ابتدا ما را با نام " اس ام اس سرکاری و خنده دار" لینک کرده و سپس در قسمت نظرات پیغام بگذارید تا شما را با نام دلخواهتان لینک کنیم.

 

 

عضو خبرنامه زیر شوید تا جدیدترین اس ام اس ها را در ایمیل خودتان دریافت کنید:

( در کادر اول اسم و کادر دوم ایمیل خودتون را وارد کنید )





Powered by WebGozar

 


ماسک کوچک کننده بینی ماسک کوچک کننده بینی
ماسک چندکاره مخصوص بینی
پاک کننده، کوچک کننده و فرم دهنده
مشاهده شبکه های دنیا
بدون نیاز به هزینه‌های اضافی فقط با این نرم‌افزار  تمام شبکه ها را ببینید
X
تبلیغات در بلاگ اسکای
پنجشنبه 27 اسفند ماه سال 1388
جوکهای تر تمیز و باحال!!!
نوشته شده توسط شیما در ساعت 10:55 AM
موضوع: جوک سری ۲۳

برای مشاهده لیست کامل و طبقه بندی شده اس ام اس اینجا کلیک کنید

 

HTML clipboard

جمله‌های عددی

به یه معتاد گفتن: با 45 و 46 و 47 و 48 جمله بساز.

گفت: چلا پنجه می‌کشی؟ چلا شیشه می شکنی؟ چلا هف نمی‌زنی؟ چلا هشتی ناراحت؟

 

سکوت

در مجلس معاویه، یکی از بزرگان خاموش بود و هیچ نمی گفت.

معاویه گفت: چرا سخن نمی گویی؟

گفت: چه بگویم؟ اگر راست بگویم، از تو بترسم و اگر دروغ گویم، از خدا بترسم. پس در این مقام، سکوت بهتر است.

 

بچه‌ی خوب

احمد: مامان! اجازه میدی برم با اکبر بازی کنم؟

مادر: نه پسرم، اکبر بچه خوبی نیست. آدم باید همیشه با دوست بهتر از خودش بازی کند.

احمد: پس اجازه بده اکبر بیاد با من بازی کند.

 

من آدمم!

شیخى از شخص زشت‌رویى پرسید اسمت چیست، شخص گفت آدم. شیخ گفت خدا پدرش را بیامرزد که این اسم را روى تو گذاشت، وگرنه با این قیافه از کجا مى‌فهمیدیم که تو آدمى؟!

 

لاغری

دو تا خانوم داشتن با خاطرات لاغریشون واسه هم افه میومدن.

اولی میگه: من اونقدر لاغر بودم که وقتی می‌رفتم حموم، مامانم با یه چیزی روی چاه رو می‌پوشوند تا من توی چاه نیفتم.

دومی میگه: این که چیزی نیست. من یه بار یه آلبالو رو با هسته قورت دادم، همه ی فامیلامون می گفتن: اوا زری خانوم حامله ای؟!

 

نی نای نا نای نی نای نای

پیرزنه تو اتوبوس هی می‌گفته: نی نای نا نای نی نای نای

همه کلی دست میزدن براش.

بعد یهو دست کرد تو کیفش، دندوناشو در آورد وگفت: نیاوران نیگه دار !

 

بمیرم!

شوهر : بعد از این که من بمیرم آیا ازدواج می کنی؟

زن: نه من با خواهرم زندگی می کنم.

زن: بعد از مرگ من تو ازدواج خواهی کرد؟

شوهر : نه من هم با خواهرت زندگی می‌کنم.

 

شغل آینده

معلم از دانش آموزان پرسید که می‌خواهید در آینده چکاره شوید؟

ادنان: من می‌خواهم خلبان بشم.

واکیل: من می‌خوام دکتر بشم.

بینا: من می‌خوام مادری خوب بشم.

شریک: من می‌خوام به بینا کمک کنم.

 

پروانه

معلم: کی میدونه چرا هواپیما پروانه داره؟

دانش‌آموز: آقا اجازه؟ برای اینکه خلبان عرق نکنه!

معلم: از کجا فهمیدی؟

دانش‌‌آموز آقا اجازه؟ یه دفعه که ما داشتیم فیلم تماشا می کردیم، دیدیم که وقتی پروانه هواپیما از کار افتاد، خلبان خیس عرق شد!

 

سن و سال

توی یک مهمانی، یک خانمی رو می‌کنه به غضنفر، میگه: به نظر شما من چند سالمه؟ غضنفر میگه: گفتنش یک خورده مشکله، اما یک کم که دقیق میشم می بینم اصلا بهتون نمیاد!

 

کله‌پا

دیوانه اولی: من وقتی رو کله ام وامیسم خون توی سرم جمع میشه، ولی وقتی روی پاهام وامیسم، خون تو پاهم جمع نمیشه، می‌دونی چرا اینجوریه؟

دیوانه دومی: خوب معلومه، چون پاهات مثل کله‌ات تو خالی نیستند!

 

حرف‌های یک درخت

پسره با نامزدش میره پارک. رو به نامزدش میگه: عزیزم اگه این درخت کاج زبون داشت الان به ما چی می‌گفت؟

دختره گفت: اگه زبون داشت می‌گفت: احمق! من چنارم نه کاج!