برای مشاهده لیست کامل و طبقه بندی شده اس ام اس اینجا کلیک کنید
اسب هنرمند
یه اسبه زنگ میزنه سیرک میگه با مدیر سیرک کار دارم . گوشی رو میدن به مدیر
سیرک اسبه بهش میگه آقا من کار میخوام مدیره میگه کار نیست اسبه همینطور اصرار
میکنه مدیر هم انکار تا آخرش مدیره میگه کشتیمون حالا چه کار بلدی؟
اسبه میگه احمق دارم باهات حرف میزنم!
**********
به غضنفر میگن عجب مملکت خر تو خری داریم میگه آره بابا من 3 بار رفتم سربازی هیچکی نفهمید!
**********
غضنفر آهنگ خالی گوش می کرده میزنه زیر گریه میگن چرا گریه می کنی؟ با بغض میگه آخه خوانندش لاله!
**********
میخه میفته تو آب زنگ می زنه در میره!
**********
غضنفر با ماشینش تو برفا گیر می کنه زنجیر نداشته سینه می زنه!
**********
غضنفر میخواسته زیردریایی آمریکاییا تو خلیج فارس رو غرق کنه، در میزنه فرار میکنه!
**********
غضنفر زمین میخوره، برای اینکه تابلو نشه تا خونه سینه خیز میره!
**********
غضنفر از ساختمون ده طبقه میفته پایین، همه جمع میشن دورش، ازش میپرسن: آقا چی شده؟ میگه: والله منم تازه رسیدم!
**********
به غضنفر می گن چرا قرصات رو سر وقت نمی خوری ؟
میگه : می خوام میکروبا رو غافل گیر کنم.
دلیل محکم
اولی: ببخشید شما روی صندلی من نشستینها.
دومی: جدی؟ می تونی ثابت کنی؟
اولی:آره! بستنی قیفی ام رو روی اون جا گذاشته بودم.
وای
مشتری: این کت چند است؟
فروشنده: ۱۰ هزار تومان.
مشتری: وای! اون یکی چی؟
فروشنده: دو تا وای!
جملههای عددی
به یه معتاد گفتن: با 45 و 46 و 47 و 48 جمله بساز.
گفت: چلا پنجه میکشی؟ چلا شیشه می شکنی؟ چلا هف نمیزنی؟ چلا هشتی ناراحت؟
سکوت
در مجلس معاویه، یکی از بزرگان خاموش بود و هیچ نمی گفت.
معاویه گفت: چرا سخن نمی گویی؟
گفت: چه بگویم؟ اگر راست بگویم، از تو بترسم و اگر دروغ گویم، از خدا بترسم. پس در این مقام، سکوت بهتر است.
بچهی خوب
احمد: مامان! اجازه میدی برم با اکبر بازی کنم؟
مادر: نه پسرم، اکبر بچه خوبی نیست. آدم باید همیشه با دوست بهتر از خودش بازی کند.
احمد: پس اجازه بده اکبر بیاد با من بازی کند.
من آدمم!
شیخى از شخص زشترویى پرسید اسمت چیست، شخص گفت آدم. شیخ گفت خدا پدرش را بیامرزد که این اسم را روى تو گذاشت، وگرنه با این قیافه از کجا مىفهمیدیم که تو آدمى؟!
دلیل محکم
اولی: ببخشید شما روی صندلی من نشستینها.
دومی: جدی؟ می تونی ثابت کنی؟
اولی:آره! بستنی قیفی ام رو روی اون جا گذاشته بودم.
وای
مشتری: این کت چند است؟
فروشنده: ۱۰ هزار تومان.
مشتری: وای! اون یکی چی؟
فروشنده: دو تا وای!

